سرگرمی

سلام و درود😐💔
خیلی خیلی محو شدما میدونم😂😂
والا درس و مشقم خیلی زیاده وگرنه من توی وبا پلاسم از صب تا شب😂😂
حالا سرگرمی اوردم چون هیچ ایده ای واسه داستانم ندارم💔😐
یکیو انتخاب کنید
😈
🔮
😂
💗
یه میرن بهش اضافه کنید
👐
🐈
🎊
💳
بوشوت ادامه

سلام و درود😐💔
خیلی خیلی محو شدما میدونم😂😂
والا درس و مشقم خیلی زیاده وگرنه من توی وبا پلاسم از صب تا شب😂😂
حالا سرگرمی اوردم چون هیچ ایده ای واسه داستانم ندارم💔😐
یکیو انتخاب کنید
😈
🔮
😂
💗
یه میرن بهش اضافه کنید
👐
🐈
🎊
💳
بوشوت ادامه

ترجمه کپشن:
من TU-DO را با رول دوربین گابریل آگرست از دست دادم! بزرگترین طرفدار لیدی بلاگ که تا به حال دیده اید😂
اولین و بروزترین منبع!

اولین و بروزترین منبع!
سلام
لیدی بی ممنون از تبریک و ابر پستت
خیلی دوست دارم
بدون همیشه دوست دارم مثل خواهر
حالا یه سرگرمی اوردم
یکیو انتخاب کن
🔥
😊
😑
😒
👊
یه با بهش اضافه کن
از ایناهم انتخاب کن
😊
🍵
🍳
😵
💔
بشوتید ادامه


اولین و بروزترین منبع!


کناره هاش نمیاد تو وب
30 کامنت به پست ثابت

کشف هویتتتتتت
البته از اسمش معلومه که زودگذره و دائمی نیست
این قسمت ای کاشه پس برگاتونو جمع و جور کنین زشته=////
اولین و بروزترین منبع!

این داستان، داستان شماست!
اگر می خواین توی داستان باشین، این فرم رو پر کنید:
اسم(توی داستان لازم نیست اسم واقعیتون باشه و اینکه ترجیحا توی میراکلس باشه اسمش):
جنسیت:
خلق و خو:
سن:
ویژگی های ظاهری:
وضعیت مالی:
وضعیت تحصیلی:
خانواده:
سایر توضیحات:
بعد توی کامنت ها برام بفرستین
قرار نیست مشخصات خودتون رو بنویسید، بلکه یک شخصیت خیالی رو باید تصور کنید!
داستان باحالی می شه@_@
راستی چرا کم کامنت می ذاریننننننن؟؟؟؟
کامنت نذاری پخ پخت کردم¡—¡
عکساش هم چندتا انتخاب کردم شاید به اینکه اون شخصیت خیالی رو بسازید کمک کنه:
























اینم کلی ایدههههههه

اسپویلر از گاربریل آگرست، آلیا و مارینت و بانیکس توی اتاق گاربریل!!!

اینم پست جدید جرمی که تاریخ اکران بیداری رو عوض کرده و زودتر اکران می شه... فکر کنین.... توی همین آبان!

تخفیف داره^^
دونه ای 5 کامنت بوده ولی کردمش 2 کامنت به پست ثابت^^ توجه کنید که گفتم دونه ای 2 کامنت به پست ثابت*^*








هر کدوم جدا 5 کامنت به پست ثابت^^


کناره هاش نمیاد تو وب نگران نباش
پیشنمایش↓


درسته لاولی^^
روی وب آزمایشیمه*^*
به رمز بده

سلامممممم
ببخشید دیگه... دیر این پست رو گذاشتم*^*
من پست چند بخش مختلف داره و تا چند روز ثابت می مونه^^
بخش اول
ادیت ترسناک، داستان ترسناک و میکس ترسناک میراکلسی کاربران:
هنوز مال کسی به دستم نرسیده¡—¡
ولی می تونید تا ساعت 23:59 فردا زیر همین پست لینکش رو بفرستید^^
عجله کنید!
جوایز باحالی داریم!
بخش دوم:
فن آرت هالووینی میراکلس:


















































بخش دوم
میکس ها و کلیپ های ترسناک:
این 10 تای بالایی یک کم ترسناکن... اگر زیر 12 سال هستین شاید بهتر باشه که نگاه نکنین^^
بخش چهارم:
میراکلس هالووین چیبی:
این میراکلس چیبی هالووین ترسناک نیست بلکه خیلی کیوته حتما ببینیدش^^
بخش پنجم:
داستان ترسناک:
ساعت حدود دو نیمه شب بود و من که تازه از مهمانی دوستم آمده بودم، مشغول رانندگی به سمت خانه بودم. من در «بیگو» واقع در شمال جزیره «گوام» زندگی میکنم. از آنجایی که به شدت خواب آلود بودم. ضبط ماشین را روشن کردم تا احیانا خوابم نبرد. سپس کمی به سرعت ماشین افزودم، آن چنان که سرعتم از حد مجاز بالاتر رفت.
اواسط راه بودم که ناگهان دختربچهای را کنار جاده دیدم. سنگینی نگاه خیرهاش را کاملاً روی خود احساس میکردم. در حالی که از سرعتم کاسته بودم، از خود میپرسیدم که دختربچهای به آن سن و سال در آن وقت شب کنار جاده چه میکند، میخواستم دنده عقب بگیرم که ناگهان احساس کردم شخصی نزدیکم حضور دارد. وقتی از آینه، نگاهی به عقب انداختم، نزدیک بود از فرط وحشت قالب تهی کنم؛ چراکه همان دختر بچه را دیدم که صورتش را به شیشه پشت ماشین چسبانده بود. ابتدا تصور کردم که دچار توهم شدهام، در نتیجه بعد از کلی کلنجار رفتن، دوباره از آینه نگاهی به عقب انداختم، ولی زمانی که چیزی را ندیدم، تا حدی خیالم راحت شد. وقتی به کنار جاده نگاهی انداختم، آنجا هم اثری از دخترک ندیدم. آینه ماشین را را به بالا قرار دام تا بار دیگر با آن صحنههای هولناک مواجه نشوم. اگرچه، هنوز هم همان احساس عجیب همراهم بود، احساس میکردم تنها نیستم.
با ناراحتی و تا حدی وحشتزده، به سرعت به سمت منزل به راه افتادم و خدا خدا میکردم که پلیس در این حین به علت رانندگی با سرعت غیرمجاز دستگیرم نکند. طولی نکشید که آن احساس عجیب را از یاد بردم و از این که به خانه خیلی نزدیک شده بودم، تا حدی احساس آرامش میکردم ولی…درست زمانی که مقابل راه ورودی خانهمان رسیدم، همان احساس عجیب که این مرتبه عجیبتر از قبل بود به سراغم آمد. وقتی به سمت پیادهرو نگاهی انداختم، دخترک را آنجا دیدم؛ او کنار پیادهرو نشسته بود و به من لبخند میزد! من که از فرط حیرت شوکه شده بودم، ناگهان کنترل ماشین را از دست دادم و با درخت مقابل خانه برخورد کردم.
در حالی که بیخود و بیجهت نعره میزدم، از پنجره ماشین به بیرون پرتاب شدم. در اثر داد و فریادهایم، پدر و مادرم و همسایهها از خواب پریدند و دوان دوان به سراغم آمدند تا ببیند جریان از چه قرار است. ابتدا پدر و مادرم به دلداریام پرداختند، ولی وقتی کل ما وقع را برایشان تعریف کردم، پدرم به سرزنشم پرداخت که چرا آبروریزی به را ه. اندختهام، همسایهها را از خواب پراندهام و ماشین را درب و داغان کرده ام. ولی من حتم داشتم که روح دیدهام و دچار توهم نشدهام.
چند روز بعد به همان نقطهای رفتم که دخترک را دیده بودم. در آنجا زیر علفها، یک صلیب کوچک را پیدا کردم. ظاهراً در آن نقطه سالها قبل دخترک به همراه خانوادهاش در اثر یک سانحه رانندگی کشته شده بود. البته مطمئن نیستم، ولی تصور میکنم که آن شب، او قصد داشت سوار ماشینم شود. هرگز آن شب کذایی را از یاد نمیبرم و از بعد از آن هر وقت که شب، دیر وقت به خانه برمیگردم، شخصی را همراه خود میکنم.
بخش ششم:
فن آرت های کیوت از شکلات های هالووین:








بردارین تا تموم نشدههههه@_@
پست ویرایش می شه و سورپرایز ها و چیزای دیگه توش قرار می گیره^^
جوایز نفیسی داریم نباید از دستشون بدینT^T
اولین و بروزترین منبع!

یه رمز بدهههه

برو ادامه
چقدر رویایی بوده=|
اولین و بروزترین منبع!

اولین و بروزترین منبع!

روی هم 5 کامنت به پست ثابت









اینا دکمه ان

اینم ولکام
هر کدوم از دکمه ها جدا جدا 3 کامنته به پست ثابت
ولکام هم 5 کامنت به پست ثابت
اگر خواستین بالابر و موس و... هم می سازم
^^

ولکام

دکمه
خیلی کیوت شدههههههT^T
ولکام 5 کامنت به پست ثابت
دکمه 5 کامنت به پست ثابت

امضا

بالابر

لاینر

کارت شناسایی
روی هم می شه 17 کامنت به پست ثابت