داستان هدیه ی به یاد ماندنی پارت اول

نام داستان :هدیه ی به یاد ماندنی پارت اول
از زبان مرینت :مثل همیشه من بعد از مدرسه باید به خونه میرفتم و تکالیف هامو می نوشتم . حدودا 3 روزی میشه که از شدومات خبری نیس مثل همیشه قطعا یه نقشه ای تو سرش داره . من و کت نوار هم مثل همیشه بعد از ظهر وقتی که عصر میشد میرفتیم شهر رو بگردیم . تیکی خال ها پدیدار .
از زبان راوی : مرینت بعد از نوشتن تکالیفش تبدیل شد به لیدی باگ و بیرون رفت . کت نوار رو روی پشت بومی پیدا کرد و نشست کنارش . ولی یه جعبه ای که کنار کت نوار بود توجه ش رو جلب کرد .لیدی : سلام پیشی کوچولو . غروب زیباییه مگه نه ؟ . کت: سلام بانوی من . اره خیلی زیباست ولی هیچ چیز به خوبی تو نمی شه . لیدی: بسه کم خود شیرینی کن . راستی اون جعبه که کنارته چیه ؟ کت : اه این . بگیرش مال توعه . چند وقتی بود تو باغچه مون گل رز نداشتیم اینو گرفتم که ماندگاری بیش تری داره . لیدی : ( خندیدن) اوه پیشی ممنونم . راوی : کفشدوزک جعبه رو باز کرد و یه توله سگ پشمالو ازش بیرون پرید و صورت کفشدوزک رو لیس زد . لیدی باگ خندید و سگ رو همراه خودش برد و با کت نوار خداحافظی کرد . و پارت اول تموم شد . منتظر پارت دوم باشید .فعلا بای.
برای پارت بعد 5 کامنت

سلام من لیدی بی هستم، مدیر این وبلاگ که قراره با کمک شما بشه بهترین وبلاگ میراکلسی!